تبلیغات
طبیبچه - مطالب اسفند 1389

طبیبچه

چهارشنبه 25 اسفند 1389

دقیقه 90

نویسنده:   

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


این شعر علاوه بر زیبایی و حس نشاط وغمی که بهم می ده ... بهترین خاطرات زندگیم رو از راهنمایی الی بعدش! زنده می کنه


نزدیک عیده و من هم به علت سفری که بعد از دو سال ! در پیشه ... مدتی نیستم


 تو این پست چیزایی که می نویسم خیلی به هم ربطی نداره


اول اینکه: واقعا خوشحال هستم به خاطر همه ی شما دوستای محترم و فهیم مجازی...

می خواستم راجع به تک تک دوستان بنویسم و اینکه چیشون برام تحسین بر انگیزه ولی همون طور که از اسم پست بر میاد دقیقه 90 هستم و دلم نمی خواد هول هولی باشه...در آینده احتمالا این کار رو می کنم...


دوم اینکه: نویسنده "بهار برایم کاموا بیاور" به طور اتفاقی وبلاگ من رو به عوان خواننده کتابش پیدا کرده بود و من هم با وبلاگشون آشنا شدم...تو وبلاگ خودشون یه نقد راجع به کتاب هست که جالبه اگر دوست دارید بخونید اینجا کلیک کنید.


سوم اینکه:آرزوی بهبودی می کنم برای همه بیماران...بودن در محیط بیمارستان خصوصا ایام عید واقعا زجر آوره...چه برسه که درد و رنجی هم آدم رو آزار بده.


چهارم اینکه:امیدوارم همه خصوصا دوستای عزیز وبلاگی تو همه ی لحظات زندگی تون احساس رضایت بکنین...بنظرم این نحوه زندگی نیست که احساس رضایت و بدنبالش شادی رو می سازه بلکه رضایتمندی ماست که یه زندگی شاد رو برامون مهیا می کنه.

امیدوارم به بهانه نوشدن سال نگا ه هامون و فکرامون نو بشه

کینه ها فراموش بشه...رابطه ها ی قدیمی فراموش شده زنده و ارتباطات ! جدیدی ایجاد بشه...

از صمیم قلبم آرزو می کنم دل ها پر از مهر و محبت بشه تا شاید این جوری جایی برای کینه و دل آزردگی باقی نمونه...


پنجم و آخر اینکه:از خدای بزرگ و مهربون می خوام که این سال رو برای همگی مبارک و پر برکت

پر از موفقیت و خبر های خوب قرار بده

صلح و آرامش(این واژه های تکراری نایاب!)رو هر چه سریعتر در جهان فراگیر کنه

خصوصا برای مردم لیبی بحرین تونس مصر و....

ومردم بحران زده ژاپن و جنوب شرق آسیا از این وضعیت اسف بار خارج بشن..


عیدتو ن مبارک .... دلتون شاد






چهارشنبه 18 اسفند 1389

ما هم بله....

نویسنده:   

حالا که همه دارن در زمینه کتاب خوانی حرکات مثبتی از خودشون بروز می دن ما هم تصمیم گرفتیم که بله....یه حرکت جزئی از خودمون نشون بدیم


در زمان کارآموزی ،بخش اورتوپدی که بودیم ،یکی از استادامون* آخرین اسلاید درسش (بعد از مثلا درمان کف پای صاف) یه اسلاید گل و بلبل با یه شعر گذاشته بود
توضیح داد که شعر از نزار قبانی است (شاعر سوریه ای) که اون موقع می گفت ترجمه عاشقانه های در" بندر آبی چشمهایش..."رو تازه دیده و کلی تعریف کرد که چه عشق پاکی به زنش داشته و... یه مقدرا هم راجع به تک بعدی بودن ماها بحث کرد که چرا به جز درس خوندن هیچ کاری نمی کنیم(چون ما هاج و واج نگاهش می کردیم که دل خوش سیری چند؟!) و...

من که کلا از عاشقانه های معاصر خوشم نمی آد چون به نظرم غالبا به توصیف های ناپاک آلوده می شن...برام جذاب نبود که برم دنبالش....

چند وقت پیش به طور اتفاقی حین شخم زدن شهر کتاب ونک اون کتاب رو دیدم، باز کردم یه نگاهی انداختم و خریدمش.

کامل که خوندم گرچه مثل خیلی از شعر های ترجمه شده دیگه به نظرم ظرافت خاصی نداشت ولی جدا، عشق پاک رو سروده بود...برای من از این لحاظ به خوندنش می ارزید.


کتاب دیگه ای که 2-3سال قبل یه مهندس بهم معرفی کرد : "یک" -کوانتوم -عرفان -درمان/نوشته دکتر ناصری

نمی دونم اسم هومیوپاتی براتون آشناست یا نه ولی خیلی مهم نیست چون من اون موقع به کتاب یه عنوان معرفی یه علم جدید درمانی نگاه نکردم و در حال حاضر هم هیچ نظری راجع به هومیو پات ها ندارم.

ولی دید جالبی به زندگی و نهایتا سر منشا بیماری ها دارد.

عقیده دارد همه ما جزئی از کل هستیم و بین تک تک ما با هر جز آفرینش و حتی بین ریزترین ذرات سازنده ما به عنوان سلول ،بین مولکول ها واتم ها شعوری حاکم است ، و بیماری ها هر کدام به نحوی حاصل بر هم خوردن این شعور است ،که سعی کرده با استفاده از قوانین فیزیکی و کوانتومی شرح دهد...

باز هم به عنوان یک نوع دید جالب برای من میارزید که بخونمش.


آخرین کتابی که اخیرا خوندم : "بهار برایم کاموا بیاور" / نوشته خانم مریم حسینیان

یک جور خاصی از داستان است که تا به حال نخونده بودم....به دنبال بیان دغده بشریت یا مفهوم پیچیده و خاصی نیست

ولی از نظر من به عنوان یک خواننده معمولی یک داستان غیر رئال**را در فضای رئال به نحوی بیان کرده که نا خودآگاه تا آخر کتاب می ری .

*اساتید اورتوپدی و رزیدنت هایش که اساسا با استخوان آدمیزاد سر و کار دارند به جدیت و گاها خشونت مشهورند -در آن زمان ما از این همه لطافت استاد کفمان برید

** قضاوت راجع به واقعی بودن داستان به عهده خواننده است، به نظر من می تونست واقعی باشه!



چهارشنبه 11 اسفند 1389

وصیت لقمان حکیم به پسرش نسخه 2011

نویسنده:   

پسرم! گروهی ، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان بی امانی. پس در احترام ،اندازه نگهدار

پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. خون خودت را کثیف نکن- ضمنا چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش ادعای ارث نکنند.

پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد ، دوستی مکن

پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز…

 پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند ، تو برای شفایشان گریه کن

پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چه، پس فردا تقش درمی آید که آنی که تو می خواستی نیست و حالا خر بیار و معرکه بارکن

پسرم! اگر به ناچار به جریانی متمایل شدی، جایی برای نفس کشیدن خود و رقیبت بگذار. نه او را چنان به زمین بکوب و نه خود را چنان بالاببر. دیرزمانی نیست که جایتان عوض شود

پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن

هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی را به خاطر مواضعش مرنجان.

پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند

پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک و راست بگو. هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش

پسر! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی ، “پاور پوینت” را فرابگیر


پسرم! قطار اندیمشک – تهران زمستانش گرم و جانسوز است و تابستانش سرد و استخوان سوز. لباس مناسب با خودت ببر

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی

پسرم! در ضمن ، به هر کسی بی خودی لقب “استاد” عنایت مکن. “استاد” باید خودش بیاید، زورکی که نیست

پسرم! اگر آلبوم های موسیقی دل آواز و هرمس و آوای شیدا گرانتر از چهار هزارتومان شد ، دیگر نخر. با این حال نصیحت قبل از قبلی را آویزه گوش کن

پسرم! اقل کم! ماهی یک بار آژانس شیشه ای را ببین.

پسرم! اگر توانستی استخدام شوی، در اداره با دو کس رفیق شو آنچنان که دانی.
آبدارچی و یکی از بچه های حراست. هرکدام باشد توفیری نمی کند.

پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری

فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن

پسرم! آنتی ویروس “بیت دیفندر” اوریجینال نصب کن. پول “رجیستر” به میزان ده سال را کنار گذاشته ام. با احتساب تورم جهانی و تحریم و فیلتر و نوسان بازار. مادرت جای آن را می داند

هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار ار می شناسی خودت را به نفهمی بزن

پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم

پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز ، ادب را از مادرت

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست

هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو ، اگر رفتی از مملکتت

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.

پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد ، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

پسرم! نامزد انتخابات شدی ، اول یا داماد لُرها شو یا تُرک ها که تو را در انتخابات تنها نگذارند

هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ … خودت نقطه چین ها رو پرکن

پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها ، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.

پسرم! در فیس بوک عضو شو و این وصیت نامه را برای دوستانی که برمی گزینی یا تو را برمی گزینند “شیر” کن

پسرم! لایک

نویسندگان

  • ابر برچسبها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :