تبلیغات
پس از این که بالاخره جمعه گذشته نتایج کنکور 90 هم اعلام شد و از قضا
همان روز جمعی از فامیل میهمان افطار ما بودند...مجلس میهمانی بیشتر به مجلس ختم
شبیه شده بود
عمه ام در لحظات عرفانی اذان همچون ابر بهار اشک می ریخت و خواهرش
(عمه دیگرم) هم مثل همیشه در هر اشک ریزشی ! همراهیش می کرد
زن عمو و دختر عموی کنکوری اش هم ماتم زده در گوشه دیگر سفره نشسته
بودند
رتبه های سهمیه منطقه یک
دختر عمو -تجربی 10هزار
پسر عمه -ریاضی 8هزار
پسر خاله -ریاضی 7هزار
چند تا فامیل دورتر هم 12 هزار و نامعلوم و
....
این تکرار هر ساله اوج استرس و فرود افسردگی کنکور تا کی ادامه خواهد
داشت ؟! خدا عالمه
من که واقعا هر ساله (که از وقتی کنکور دادم هر سال دسته کم یک کنکوری
داشته ایم) پا به پای مادران بچه های کنکوری دلهره و اضطراب را مجددا تجربه می
کنم(البته نه به این شوری) و لی هیچ ایده ای راجع به بهبود این روند فرسایشی ندارم
!
چون به نظر می رسد آنقدر کل سیستم مشکل دارد که دست به ابرویش بزنی
اصطلاحا چشمش کور خواهد شد
...
در حال حاضر برایم عجیب این است که چرا از بعد ا ز نسل ما در خانواده
تلاش و همت بچه های نسل ها بعدی سال به سال رو به افول گذاشته است
...
گرچه شاهد خانه نشینی ها و تلاش های شیانه روزی بچه های کنکوری هستم و
تا روند این است خواهم بود
!!!
ولی در این سال منحوس ! همه همین گونه هستند و به نظرم این سوال جایی
ندارد که: آخه این که این همه خوند چرا؟
!!
روزی چند صد بار به خواهران دبیرستانی ام گفته ام که از تجربیات
خواهرتان در س بگیریدکمیت قطعا با کیفیت پاسخ می دهد
...
حالا فکر می کنم که چه شده که کیفیت در س خواندن بچه هامون نزول کرده؟
!!
مشغولیت های فکری بیشتر
...
نیودن زمینه تخلیه انرژی های نوجوانی
بی خیالی پدر و مادر ها راجع به دغدغه های جدید نسل های جدیدتر
!
زیاد تر شدن آلودگی هوا
!!!
نبودن دود چراغ! یا همون فراهم بودن کلیه امکانات و ناز و نعمت
به هر حال هر چه که هست در سطوح مختلف نیروهای جوان و نوجوان به هدر
می روند- به همین راحتی
لازمه که چند تا نکته جهت شفاف سازی ذکر کنم:
* حضور شما موجب دلگرمی ماست:)
*موضوع خاصی مد نظرم نیست و به فراخور احوالاتم می نویسم
*گاهی برخی از پست ها "به آینده "پست شده است
*همه نظرات رو می خونم ونظر همه دوستان موجب امتنان ماست:))